مجله‌ی «تجربه» به دلم نشسته!در این روزهای گرم و غیر فرهنگی، ماهنامه‌ی «تجربه» بعد از چاپ سومین شماره‎اش تونسته جایی تو دلم باز کنه و رفته توی سبد خریدهای فرهنگی‌م. مجله‌ی قطوری که به‌نظرم می‌تونه خیلی بیشتر از اینکه کَت‌و‌کُلفت باشه و ضخامتش رو به رُخ خواننده‌ها بکشه، پُرمحتواتر از اینی که هست باشه، اما خب با تمام کم‌و‌کاستی اونقدر مطلب واسه خوندن داره که یک‌ماه آدم رو مشغول نگه داره.    

علی مسعودی‌نیا در آخرین شماره‌ی تجربه نوشته: «رضا براهنی» در یکی از مقالات کتاب «طلا در مس» در مورد شاعری چنین می‌نویسد: شعر [او] مثل پشمک است که از دور  حجم دارد ولی دو مترش را به راحتی می‌توان در دهان جا داد، چرا که اگر فشارش بدهی حتی به اندازه‌ی یک لقمه‌ی کوچک نان سنگگ هم حجم ندارد.

مسعودی‌نیا این چند خط را درباره ادبیات و به‌خصوص شعر امروز فارسی نوشته و من می‌خوام استناد کنم به همین جمله‌ی براهنی و بگم، در مورد بعضی کتاب‌ها و انتشاراتی‌ها اونقدر تبلیغ شده که تو خودت رو آماده خوندن (حداقل) یه کتاب خوب می‌کنی ولی توی هفته‌ی گذشته دو تا از کتاب‌های .... (ولش کنم اسم ناشر رو نمی‌برم!) رو نتونستم بیشتر از 50 صفحه‎ش رو بخونم. کم هم حرف زده نشده درباره‌ی این کتاب‌ها و نویسنده‌هاش که انگاری همینگوی دیگری در سرزمین پارس دیده به جهان گشوده. من گذاشتم به پای این‌که خوب بوده و من متوجه داستان نشدم. انشالله که گربه است! ولی امیدوارم که شما بواسطه‌ی تبلیغ و یا از سر حادثه، سراغ این کتاب‌های «اصلاً نشه خوند» نرید.

جانستان کابلستان / رضا امیرخانیخوندن آخرین کار رضا امیرخانی (روایت سفر به افغانستان) این حُسن رو برام داشت که دیگه شک نکنم باید سفری به افغانستان داشته باشم. در حالی‌که برای سفر به ترکیه و دیدن استانبول، دربه‌در دنبال همسفر پا می‌گردم، شک ندارم که هرات و کابل و سمرقند رو باید تنهایی برم. استانبول که نیمچه اروپایی است و پکیج‌های «آی ننـه» به‌وفور در آن یافت می‌شود هنوز یاری برای همراه شدن پیدا نشده دیگه وای به‌حال افغانستان که بنا به نوشته‌ی امیرخانی باید جونت رو بذاری کف دستت و سفر کنی.

به انواع و اقسام مختلف، به زبانِ تارومار شده‌ی فارسی ترک‌مون زده شده و من نمی‌دونم اصرار امیرخانی رو برای یه جور دیگه نوشتن و «جدا نویسی» اون‌هم تا این حد بد و وحشتناک که گاهی مجبور باشی روی کلمات مکث کنی و چند بار بخونیش تا متوجه بشی که مثلاً «دانشجو» است که نویسنده حال کرده و همین‌جوری نوشته دانش جو! بغیر از هر ناشر، گویا باید به رسم‌الخط سلیقه‌ای هر نویسنده هم عادت کنیم.

جانستان کابلستان / رضا امیرخانی / نشر افق / 6500 تومان

عقرب‌ها را زنده بگیر / قباد آذرآیین«عقرب‌ها را زنده بگیر» کتاب خوب دیگه‌ای بود که این چند روزه خوندم. نشر افراز که گویا فعلاً مجوزش هم از طرف وزارت ارشاد زیر سوال رفته کتاب قباد آذرآیین رو چاپ کرده. داستان پسر بچه‌ی جنوبی که سخت بشه این داستان‌های کوتاه رو در غالب رمان دید. به‌نظرم رمان نیست و خب اصراری هم برای اثبات این موضوع نیست ولی داستان‌ها بقدری به هم چسبیده است که بعد از خوندن کتاب با تمام بچه‌های محل و سگ و گربه‌ها و شوفر و قصاب و ... رفیق خواهی شد. «عقرب‌ها را زنده بگیر» را دوست داشتم.

عقرب‌ها را زنده بگیر / قباد آذر‌آیین / نشر افراز / 154 صفحه / 3800 تومان