کالیفرنیا، مرغ تخم طلای آمریکا
کالیفرنیا با علامت اختصاری CA غربیترین ایالت آمریکاست. ایالتی بلند و تقریباً دراز شمالی جنوبی که ساکرمِنتو، مرکز این ایالت تخم طلایی آمریکاست. با جمعیتی نزدیک به 35 میلیون، میشه گفت پُرجمعیتترین ایالت آمریکا و مرکز فنآوری و علوم کامپیوتر و IT همینجاست! توی کالیفرنیا شرکتهای بزرگی چون یاهو، گوگل، اینتل، اوراکل، آکروبات و ... تنها یه لوگوی سادهی روی کامپیوتر نیستند که شرکتهاییند پُرابهت و با عظمت که توی دنیای واقعی میتونی ببینیشون و حتی بری جلو و به نمای ساختمون و چیز مدیر شرکت یاهو دست بکشی!
اینجا وقتی داری توی خیابونهاش قدم میزنی اصلأ بعید نیست که امید کردستانی یا بیل گیتس رو ببینی که با شلوار کوتاه دارن میدوند! البته توی این دو روزه من هر ایرانی رو که دیدم خودش رو یه جورایی با امید خان وصل پینه کرده و یا نهار با امید بوده و یا قرار بوده فردا شب شام با هم برن بیرون!
سنحوزه و سانفراسیسکو در شمال و لسآنجلس در جنوب، مهمترین شهرهای این ایالت هستند. البته وصف بسیاری از اورنجکانتی که شهری کوچیک کنار لسآنجلسه شنیدم ولی خب تا الان که توفیق نداشتم این شهر رو از نزدیک ببینم. ظاهراً اونجا هم بهشتی واسهی خودش. البته خدا پدر مادر این گوگل اِرت رو بیامرزه که حداقل باهاش میشه از توی خونهی علی قلمبه و بدون هیچ خرجی تموم آمریکا رو سیر و سلوک کرد تا خیلی هم دچار عذاب وجدان بابت ندیدن یه سری جاهای قشنگ نشم. احتمالاً عصری هم با گوگل ارت برم و گرندکنیون رو هم ببینم!
یکی از مشخصههای بارز برای ماهایی که ایران هستیم اینه که کالیفرنیا رو با آرنولد شواتزنگر میشناسیم! غافل از اینکه این ایالت مرکز بسیار بزرگی از ایرانیهای مهاجره. همین ایالتی که گلدنگیت و زندان آلکاتراز و هالیوود و نمیدونم چیچی ود و دیزنیلند و بیژن و .... غیرهاش شهرت جهانی داره. هر چند مال بابام هم که نیست و پول دستی هم که نگرفتم که اینجوری از اینجا تعریف و تمجید میکنم ولی خب مطمئن باشید که سومین ایالت آمریکا از لحاظ وسعت، به Golden State آمریکا معروفه.
بدون در نظر گرفتن اختلاف ساعتی که از سال جدید، ایران با اینجا خواهد داشت باید بگم در حال حاضر کالیفرنیا با تهران – 10:5 ساعت اختلاف زمانی داره. یعنی من خودم اینجوری حساب میکنم مثلأ الان که تهران ساعت 18:30 عصر جمعه است اگه یک ساعت و نیم زمان رو ببری جلو و بعدش اون رو برعکس کنی میشه ساعت کالیفرنیا. یعنی ساعت شیش و نیم عصر جمعهی تهران، 8 صبح اینجاست. البته فکر کنم اینجوری که من توضیح دادم قضیه یه جورایی سختتر شد!
قوانین زیست محیطی و استانداردهای ساختمانسازی و مباحث مربوط به مدیریت انرژی، توی این ایالت با خیلی از ایالتها متفاوت و البته سفت و سختتر اجرا میشه. اینجوری نیست که مثلأ اگه قراره از آریزونا بیایید توی این ایالت ماشینتون رو هم براحتی کولهپشتیتون وردارید و بیارید، بلکه ماشین باید استانداردهای زیست محیطی و آلایندگی این ایالت رو پاس کنه تا مجوز عبور بهش بدن. خلاصه که این ایالت خیلی نازنازی و تیتیش مامانی بار اومده. وقتی ایرانیها توی یه مملکتی یه جایی جمع و کولونی میشن شما شک نکنید که جای خوبی رو انتخاب کردن و خب همونجوری که گفتم این ایالت، مرغ تخم طلای آمریکاست که البته بابت هر تخمش خواهر مادر ساکنین این ایالت .... بله!

دیروز از صبحِ ناشتا تا عصر با علی توی شهر گشت میزدیم. البته این چرخیدن، نه برای گردش و دید و بازدید من از شهر بود که این خارجیها هیچ رحم و انصاف و مروتی ندارند! اون موقع که دوران طلایی و رشد و شکوفایی اقتصاد آمریکا بود اینها وقت نداشتن سرشون رو بخارونند چه برسه به حالا که دیگه شرایط اقتصادی آمریکا دچار رکود هم شده. بنا به شرایط کاری علی، توی محلههایی رفتیم و خونههایی رو دیدیم که هوش از سر آدم به ربایش تا ثریا میرود معمار کج!!! یعنی قطعاً محاله که بشه توصیف کرد ریخت و قیافهی بعضی از خونههای اینجا رو. حالا فکر نکنید من ندید بدید هستم و رنگ و لعاب زندگی غربی چشم و چالم رو کور کرده، اینی که اینجا یکی از بهترین جاهای آمریکاست رو نه فقط من که خیلیهای دیگه هم میگن. حالا اگه حرف من رو هم قبول ندارید خودتون گوگلیش کنید ببنید درست میگم یا نه. دیروز ظهر چاینیز فود و عصر هم استارباکس خوردیم و خطر سقط شدن بچه از من بکلی منتفی شد! چون سابقه نداشت 48 ساعت خارج از ایران باشم و سری به استارباکس نزده باشم.
پریشب هم رفتیم سنفرانسیسکو و دوری زدیم. 17 مارچ روز ملی ایرلند و سنت پاتریک بود. همه باید نمادی از رنگ سبز به خودشون آویزون میکردند. شال، کلاه، دستمال گردن، دستبند، تیشرت و ... که منهم از همه جا بیخبر با دیدن این همه آدم سبزپوش یه لحظه جوگیر شدم و با دیدن این صحنه، وسط شهر چنان عربدهایی زده و یا حسینی گفتم که کُرک و پَر خیلی از این جماعت خارجی بیواسطه و بدون واجبی ریخت و توی دلشون گفتند حتماً در آستانه روز ملی ایرلند دوباره کینگکنگ به شهر مراجعت کرده! تو رو خدا غیرت و تعصیب رو میبینید؟! در حالیکه یه سری از خیابونهای سانفراسیسکو بواسطهی حضور برادران گی عزیز شهرت و اعتبار جهانی داره اونوقت من دیدن این عزیزان رو فراموش کرده و وسط سانفراسیسکو فریاد یا حسین سر دادم. حالا اگه اینجا هم کهریزک داشته باشه، من چه خاکی به سرم بریزم با درد شیشه نوشابه و چیز کلفت این سیاهپوستان نره خر؟!