دور دنیا در 25 روز!
خواهرانِ ساریپوش و برادرانِ آفتابخورده و یه نموره بُرنزهی هندی، هواپیما رو به اشغالِ خودشون درآورده بودند. اگه خانم بَسندی و جنابِ جبارسینگ هم بودن میتونستیم همون وسط هواپیما، ورژنِ جدید "شعله" رو هم بازی کنیم.
بیشتر از 95% مسافران، از ساکنین بمبی و احمدآباد و دهلی بودند. هواپیما نگو انگاری اومده توی آشپزخونه، همه جای بوی کاری و فلفل میداد. از قرار معلوم گروهی به هند و بقیه هم راهی حج بودند که به هر دو دسته حسودیم شد. چند نفری توی هواپیما نماز هم خوندن که من خلاصه فلسفه این نماز در حین حرکت، اونهم با سرعت 1000 کیلومتر در ساعت رو نفهمیدم که آیا قبول هست یا نه. هر چند هر کسی هم وضویی گرفت و در ارتفاع 40 هزار پایی، یادی از خدا کرد سُنی بود وگرنه شیعه حال و حوصلهی این حرفها رو نداره!
خوشبختانه صندلیم اینبار هم ردیف Exit بود. خوبی قدِ بلند همینه دیگه. طرف از همون دور دورا چیزت رو که ببینه البته اگه فهم و شعور داشته باشه، بهت اون لالوها جا نمیده که اگر هم بخواهی جاش کنی خیلی باید زور بزنی و فشار بدی! بهرحال صحبتِ ده بیست دقیقه نیست که خوشخوشانهت باشه و حتی در زیر شدیدترینِ فشارها هم که باشی خیلی خوب و نایس و رُمنس باشه. صحبت از شونزده ساعت پروازه که اگه چیزت، بسانِ انار ساوه هم سفت و محکم باشه وقتی به مقصد برسی عینهو ازگیل شُل و وار رفته میشه که دست بهش بزنی آبش در میاد!
خوبی در افتادن با تمام دنیا اینه که وقتی با پرواز امارات از آمریکا برمیگردی، هواپیما دقیقاً از بالای تبریز و اصفهان رد میشه و قطعاً خلبان و تمامی اعضاء کرو یه بیلاخ به عزیزان ایرانى نشون میدن چون باید بیایی دبی و 5-6 ساعت توی فرودگاه معطل بشی و بعد دوباره سوار طیاره بشی و همین مسیر رو برگردی. لازم به توضیح نیست، خودم میدونم وقتی با امارت میایی باید اول بیایی دبی و از اینجا دوباره پرواز کنی. زبان انگلیسی بلد نیستم ولی جزء معدود آدمهایی هستم که زمین رو یکبار چرخیدم! منظورم اینه که خب بابا هفتهی دو تا پرواز بذارید از همون تهران بلند شده و بره یه جایی اون وسط مَسطهای آمریکا بشینه. چیه بابا سی ساله این همه ایرانی سرگردون شدن توی این شرکتهای هواپیمایی کوفتی و فرودگاههای کشورهای در و همسایه.
فاصلهى بین لس آنجلس تا دبی، 16 ساعت پروازه. باسنم عینهو تخته سه لا شده. صاف و عینهو یه تلویزیون 32 اینچ فِلَت. البته اگه سه بُعدیش رو بخواهید باید صبر کنید. سفارش دادیم میارن! در حال حاضر همین سایز و همین زاویه، فقط فلتش موجوده ولی خب جورهای دیگه هم داریم که از زاویهی دیگه و بصورت سه بعدی و پرسپکتیوه!
دبی هستم. فرودگاهی که کم نداره از کویر با این تفاوت که خب اینترنت وایرلس هم داره که بابت همین اینترنتشون خدا تمام خاندانِ امیرانِ هفت تا ولایتشون رو بیامرزه. گرسنهمه ولی غفلت کنم و کونم رو از روی صندلی نزدیکِ پریز برق وردارم ایرانیهای هموطن جام رو گرفتند. عزیزان هموطن محوطه رو روی سرشون گذاشتند. فقط لباس زیرشون رو بهم نشون نمیدن که از کجا خریدند. ولی نه، ای بابا آبجی اون چیه؟! توری قرمز بنفشه؟! از پلاستیک کشیدی بیرون و داری به بغل دستیت نشون میدی. نمیگی بچهی عذب اینجا نشسته؟! از توی نمیدونم چی چی مال هم خریده. خانمه همه چیش رو ایرانی و فارسی میگه ولی میگه توی "سیل" خریدم! مگه این چند روزه که من نبودم دبی سیل اومده؟!
خیلی زودتر از اینهم میتونست تموم بشه ولی خب شد دور دنیا در 25 روز. نور به قبرت بباره ژول ورن!