در خبرها داشتیم بهرام بیضایی که در حال حاضر ساکن کشور آمریکاست فیلم مَرهم رو دیده و در وصفِ علیرضا داودنژاد، کارگردان این فیلم نوشته است: خوشحالم که «مرهم» را به لطف تو ديده‌ام و به آن چنان نزديکم که گويی از راه دور ميان تماشاگران آن در تهران نشسته‌ام. حالا همه می‌دانند که تو هميشه می‌توانسته‌ای «مرهم» يا بهتر از آن را بسازی، اگر سينمای مستقل ايرانی را اندکی امنيت مالی بود.

مرهم / علیرضا داودنژادبا توجه به همین تعاریف خر شدم و بعد از اینکه سالها بود به خودم فحش داده بودم دیگه فیلمی از داودنژاد رو نبینم ولی وفای به عهد نکرده و متاسفانه مرهم رو هم دیدم. با تمام احترامی که به آقای بیضایی میذارم ولی فکر می‌کنم شاید این بیضایی شخص دیگه‌ی است که امروز ساکن آمریکاست و اون آقای بیضایی تشکر کرده از اکران فیلم مرهم!

جان مادرتون شما هم برید و مرهم رو ببنید! ببنید در همون چند دقیقه ابتدایی شروع فیلم، مادر بزرگ چه جوری با چند تا دیالوگ و صحبت با نوه‌ش تمام اطلاعات رو به‌راحتی آب خوردن در اختیار بیننده میذاره. اینکه تو بابات آمریکاست. (و تا آخر فیلم هم نفهمیدیم چرا آمریکاست؟!) ننه‌ت نیست. (و تا آخر فیلم نفهمیدیم مادرش چرا نیست!) عمه‌ات توی شهرک غرب با بچه‌هاش مشکل داره و می‌زنند توی سر و کله‌ی همدیگه. (که عمه و بچه‌ها و دعواهاشون فقط خلاصه شده بود توی همین یه جمله و هیچ نقشی توی فیلم نداشتند) و تو جایی رو نداشتی و اومدی پیش من. (که معلوم نیست این پسر چرا با پدر و یا مادرش زندگی نمی کنه) این دیالوگهای آبدوغ خیاری توی فیلمی باشه و اونوقت فیلم هم خوب وقابل دفاع باشه؟!

در حالیکه نویسنده و بازیگر تئاتر و سینما برای دادن کوچکترین اطلاعات پدرش درمیاد تا خیلی نرم و یواش و زیرپوستی به خواننده و بینده اطلاعات رو منتقل کنه، آقای داودنژاد توی همون دو دقیقه‌ی اول میکروفون رو میده دست مادر بزرگ و میگه همه اطلاعات رو فلّه‌ی به تماشاچی بده که من اصلاً این هنر و خلاقیت رو ندارم که این اطلاعات رو توی فیلم به خورد بیننده بدم.

هر چند، جا داره از بازی خوب طناز طباطبایی و بخصوص خانم کبری حسن‌زاده که در اولین حضور سینمایی‌ش عالی بازی کرده، یاد کرد ولی مرهم فیلمی است بسیار سطحی با حرف‌های شعاری حال بهم زن. موضوع فیلم دختر فراری است که اینبار درگیر اعتیاد و شیشه است. موضوعی که با توجه به تمام محدودیت‌ها و خط قرمزها، میشد خیلی بهتر و عمیق‌تر از این به اون پرداخت.

بهرحال شاید بد نباشه مزخرفی به اسم مرهم رو ببنید تا اونوقت قدر آدم‌های بزرگ و کمیاب این سینما رو بدونیم.