از كتاب چه خبر؟!
شما برای اینکه بتونید 24 ساعت پرواز با هواپیما رو تحمّل کنید و حوصلهتون سر نره تا زمان اونقدر براتون کشدار و طولانی و خستهکننده نشه که يه موقع خداینكرده زبونم لال، حاضر بشید دست به خودکشی بزنید، شاید فقط 3 راه داشته باشید:
1ـ به مهماندار خوشبرخورد هواپیما لبخند بزنيد و تا اون خنديد، سوءاستفاده كنيد و از اونجا به بعد تا خود مقصد فِرتوفِرت سفارش مشروبات الکی بدید.
2ـ یکساعت قبل از پرواز، خوددرمانی کرده و یکی دو تا قرص زاینکس 5 میلیگرم خارجی میل کنید.
3ـ اهل کتاب باشید و البته اگه تکونهای غیرمحسوس هواپیما اذیتتون نمیکنه، همهی مسیر رو کتاب بخونید.
با مشروب و مسكرات و قرصهای خوابآور میونهای ندارم، این بود که توی سفر 5 تا کتاب با خودم بردم که البته موفق شدم 3 تاش رو بخونم.
به هادس خوش آمدید
سرکار خانم بلقیس سلیمانی در همین چند سال اخیر، با انتشار سه کتاب قبلیش تا حد زیادی معروف و مشهور شده که البته یکی دو سال پیش با دزدی ادبی مطلبی از وبلاگِ بلاگری معروف که البته توی وبلاگ مخفیش و بدون هیچ اسم و رسمی مینوشت و کسی هم از اون خبر نداشت (شاید بجز من)، اسمش بیشتر سر زبونها افتاد. همون مطلبی که با اسم من کیستم؟ توی روزنامهی اعتماد آنروزها چاپ شد و خانم سلیمانی فقط دستی به سر و گوش اون مطلب کشیده بود و یه جورایی فقط زحمت اِدیت و ویرایشش افتاده بود به گردنش و بدون اینکه اصلاً به روی مبارکش بیاره این مطلب رو که:
من دوشيزه مکرمه هستم، وقتی زنها روی سرم قند میسابند و همزمان قند توی دلم آب میشود. من مرحومه مغفوره هستم، وقتی زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيدهام و احتمالاً هيچ خوابی نمیبينم. و ...
بنام خودش کرد و تا مدتها همه در وصف حال ایشون چهها گفتن و ننوشتن. که خب البته جا داره در رابطه با این دزدیهای کوچیک و بزرگ ادبی از شعر و نوشته و عکسِ بلاگرها بیشتر نوشت و پیگیری کرد تا بقیه فکر نکنند ماها خیار چَنبلایم و چيزی حالیمون نيست.
با فاکتور گرفتن از شخصیت خانم سلیمانی، باید بگم که کتابهاش رو دوست دارم. مثل دو تا رمان قبلیش اینبار هم در "به هادس خوش آمدید" داستان یک زن روایت میشه. داستان زندگی رودابه دختر کرمانی که در دههی شصت در تهران دانشجوست و در خوابگاه زندگی میکنه. داستان رو نه خیلی، ولی دوست داشتم. بلقیس سلیمانی برخلاف دو تا کتاب قبلیش از فضای بشدت سیاسی روزهای بعد از انقلاب 57 فاصله گرفته و داستان رو اینبار چند سال جلوتر آورده. سالهايی كه برای خيلی از خوانندهها آشناتره. جنگ شهرها و موشکباران تهران. داستان به چند قسمتِ مجزا تقسیم شده که متاسفانه نویسنده نتونسته این قسمتها رو بخوبی به همدیگه متصل کنه و این فاصله و شكاف بدجوری توی ذوق میزنه.
از جایکه اسم پسر پروین و جناب سرهنگ هم به وسط داستان کشیده میشه (یعنی حدود 50 صفحه مونده به آخر کتاب) تقریباً میشه حدس زد که رودابه و داستان چه سرانجامی پیدا میکنند. بهرحال در حالیکه حداقل من خیلی کم دیدم که سایتها و وبلاگ و روزنامهها در رابطه با آخرين کتاب خانم سليمانی بنویسند، بعنوان یه کتاب تقریباً متوسط شاید بد نباشه بخونیدش.
به هادس خوش آمدید / بلقیس سلیمانی / نشر چشمه / 202 صفحه / 3800 تومان
دو قدم اینور خط
از احمد پوری و "دو قدم اینور خط" زیاد خونده و شنیده بودم. تا حالا چند باری هم توی کتابفروشی این کتاب رو از لای کتابهای بههم فشرده کشیده بودم بیرون. همونجوری سرپا چند خطی از اول و وسط و پشت جلد کتاب رو خونده و حس کرده بودم دوستش ندارم و دوباره با ضرب و زور کتاب رو هُل داده بودم سر جای اولش ولی دو سه روز مونده به مسافرتم این کتاب رو هم از نشر چشمه خریدم و کتاب این شانس رو داشت تا توی کولهپشتی من جا خوش کنه و تا ینگه دنیا بیاد و یه دوری بزنه و دوباره به تهران برگرده!
کتاب رو دوست نداشتم و هیچ توصیهای برای خوندن یا نخوندنش نمیکنم چون سلیقهی شما رو نمیدونم. قطعاً توی این آشفته بازار امروز که اگه خود حافظ هم زنده بود و دیوان اشعارش رو مینوشت خیلی سخت به چاپ دوم میرسید! هماینکه کتاب آقای احمد پوری که سابقه ترجمه شعرهای خارجی رو داره، به چاپ پنجم رسیده احتمالاً حرفی برای گفتن داشته ولی خب من با سَبک این نوع داستان که محدودیت زمانی نداره و يهويی شخصیت بال در میاره و پرواز میکنه و باید اون رو هی از وسط و آخر تاریخ بکشی بیرون، مشکل دارم و اینجور داستانها رو نمیپسندم وگرنه اگه شما دوست دارید که همراه با شخصیت داستان و بدنبال آنا اخماتووا به باکو و لنینگراد سفر کنید حتماً از کتاب خوشتون میاد.
دو قدم این ور خط / احمد پوری / نشر چشمه / 226 صفحه / 3500 تومان
شب ممكن
"شب ممكن" باعث شد تا حداقل برم و كتاب قبلی شهسواری، پاگرد رو هم بخونم، چون اين نويسنده نشون داده كه نوشتن رو بلده. هنوز گيج و ويج هستم و نمیدونم اين منگی بخاطر سِت نشدن ساعت بيولوژيكی بدنم يا بواسطهی اينكه نتونستم خيلی خوب متوجه داستان و روايتها و شخصيتها بشم.
خب راستش با ديدن اسم كتاب آدم خودش رو برای خوندن يه كتاب يه جورايی اونجوری آدم حسابیوار مدرنيسم و پسامدرنيسم! آماده میكنه و خب درست هم فکر میکنه. روايت داستان ساده و خطی نيست و بايد موقع خوندن و بخصوص شروع هر قسمت يه كمی فسفر سوزوند و تمرکز کرد تا ببینه اوضاع از چه قراره!
برخلاف نظر خيلیها، بخش اول (شب بوف) كتاب رو خيلی دوست داشتم. هر چند بقول خود نويسنده کتاب، بعضیها اين ايراد رو گرفتند كه شروع و بخش اول داستان مثل پاورقی مجلههاست ولی بنظرم فضا و بخصوص شخصيت دو تا زن و مرد كتاب بخوبی ساخته شده و دقيقاً مشكل من از قسمتهای بعدی داستان شروع ميشه. تا حالا كسی رو نديدم كه شب ممكن رو دوست نداشته باشه ولی شايد بهتر اينه كه حداقل اين يكی كتاب رو توی ارتفاع و موقع پرواز نخونيد!
شب ممکن / محمدحسن شهسواری / نشر چشمه / 160 صفحه / 2000 تومان