درخت کریسمسکمی اون‌ورتر از این‌جا داره سال نو میشه. شاید هم عده‌ای که اونورن و سال‌شون با January استارت می‌خوره، خیلی وقته سال‌شون دیگه نو نشده و یه سری‌ها که این‌ور، نون سنگگ تیلیت می‌کنند توی آبگوشت و آروغ میزن این هوا، خیلی وقته که کاج‌ها رو سبز نگه داشتن و منتظره یه ویزان که قراره بخوره توی پاسپورتی که سال‌هاست توی یکی از همین سفارت‌خونه‌ها خاک می‌خوره و الله‌ش گیر کرده لای تار عنکبوت‌ها.

حالا دیگه اونقدر بد حساب شدیم و کون‌مون گه‌ای هست که حتی کریسمس هم برف نمیاد. دیگه عیسی مسیح هم پیش خدا اعتبارش رو از دست داده و وقتی نشونش میدن قیافه‌‌اش رو باید شطرنجی کنند. یه وقت‌هایی کریسمس اگه وسط چهله‌ی تابستون هم بود، شبش برف میومد. خودم یادمه. به همین سوی چراغ، راست میگم.

کمی اون‌ورتر از این‌جا داره سال نو میشه. حالا این روزها، حالا این شب‌ها که خسته می‌رسیم خونه؛ ولو میشیم یه جایی از خونه و تلفن رو می‌گیریم دست‌مون تا شماره‌ی یکی از همین عزیزان رو بگیریم. تا عدد و رقم‌ها رو پُشت سر هم ردیف ‌کنیم تا شاید صدایی آشنا از اونور بشنویم. اولش دو تا صفر و بعدش یک و چهار و هشت و نه و ... همین‌جور الاماشالله.

هر چند، بعد از دو صفر دیگه فرقی نمی‌کنه کدِ کدوم شهر و کشور رو بگیریم. تلفن که به دو صفر رسید، آدم‌ها که رفتن اونور مرز، اون مُهر گنده که خورد وسط پاسپورت، غربت بهاری میشه. غنچه می‌کنه. نیم‌کره‌ی شمالی و جنوبی نداره، ترکیه‌ی زپرتی بغل گوش‌مون باشه یا شهری کوچک، نزدیک شهرهای بزرگ مکزیک فرقی نداره. صدا که میگه الووووو اونوقت تو دیگه نمی‌دونی بگی سال نو مبارک، کریسمس مبارک، آقای عیسی مسیح مبارک. لال میشی. حُناق می‌گیری. می‌گی نه! گوشی رو بردار و همین الان به یکی‌شون زنگ بزن.

روزهای آخر ساله. ما اینجا، بدون اینکه دو صفر بگیریم با غربت رفیق شدیم و شما اون‌جا با این    98+ عشق و حال می‌کنید. همه‌ی ماها کم نداریم دوست و رفیق‌هایی که حالا دیگه اون سَر دنیا، جوراب‌شون رو به امید اینکه آقای پاپا نوئل براشون کادو بیاره آویزون در و دیوار کردن. صبح‌های همین روزها که از خواب بیدار میشن، کورمال کورمال و چهار دست‌و‌پا میرن زیر درخت کاج تا کادوهای پاپا نوئل رو باز کنند ولی اگه حاجی فیروز سیاه و کثیف و ژولیده‌ پولیده‌ی ما، شفا داد پاپا نوئل ژیگول و خوشگل اونوری‌ها هم میده. شفا رو میگم.

کریسمس مبارکواسه‌ی شما عزیزان اون‌ور آب‌، روزهای آخر ساله و عید و سالِ نوتون نزدیک. یه چشم‌تون به برفه و اون یکی بدون در نظر گرفتن حمایت از حقوق حیوانات، به گوزون و شهرتون غرق نور شده، شهر و دیاری که خونه نیست و خونه هست. واسه‌ی ما، این روزها، روزهای عادی اول زمستونه که منتظر گوزن که هیچ، منتظر هیچ یابویی نیستیم که با سورتمه و درشکه برامون نون خشک هم بیاره. هواشناسی گفته قراره بارون بیاد و ما ظرف‌هامون رو گذاشتیم دَم در، شاید که بباره.

درخت کاج رو سبز نگه دارین شاید زودتر برسین به نوروز. هر چند وقتی قرار شد بری Merry Christmas یعنی عیدتون مبارک.