با جانیدِپ دَر فُتوشاپ
هرچند شاید برای معرفی این کار خیلی دیر شده باشه ولی بهرحال حکایتِ «کاچی به از هیچی»، حالا حالاها در مملکت ما مصداق و نمونه داره.
کاری با هزار دردسر نوشته و تمرین میشه، مجوز میگیره، اجرا میشه، بدون هیچ تبلیغاتِ رسانهای. نه حرفی، نه حدیثی، نه روزنامه و مجلهای، نه رادیو و تلویزیونی و تو باید منتتظر باشی تا فقط از دهنِ دوست و رفیق اهلش بشنوی که کار خوبی در حال اجراست و دیر هم بجنبی فرصتِ یک ماهه به پایان رسیده و گروه رفته و تو حسرتِ ندیدنش رو خواهی خورد.
شبهای آخر نمایش «با جانیدِپ در فتوشاپ» هست که اگه اهل تاتر باشید دیدن این نمایش رو (که گویا فقط تا بیستوچهارم آبان اجرا میشه) از دست نخواهید داد.
تلویزیون و پردهی عریض و طویلِ سینما اونقدر جذابیت داره که ما هر چقدر از مشکلات و مصایب سوپراستارها فریاد بزنیم باز هم خلقالله و جوانانی که شُهرت و معروفیت، براشون مهمتر از هر چیزی توی دنیاست نمیتونند بپذیرند که بازیگران هم توی زندگیشون مشکلات زیادی دارند. گاه حتی خیلی بیشتر از آدمهای عادی جامعه.
اینبار در کافه تریای سالن اصلی تاتر شهر، میتونید یکی دیگه از نمایشهای محیطی رو ببنید. هر چقدر هم با دیدنِ این نوع نمایش مشکل داشته باشیم که بدونشک از لحاظ نور، صدا، دکور، صندلی و سایر عوامل اجرا درست و حرفهای نیست ولی تاتر در ایران اونقدر مشکل داره که انگار این سخت دیدن و با هزار مکافات و بدبختی و عذاب دیدن و خسته و مُچاله و دربوداغون شدن جزء لاینفک و از اصول و ماهیت تاتر در ایران است و لاغیر!
داستان دربارهی حضور هنرپیشههای سینما در عرصهی تاتره. حرکتی که این روزها شایع شده و کم نیستند اهالی سینما که حالا تصمیم دارند خاکِ صحنه رو هم بخورند که خب بعضیهاشون بعد از این تجربه همچین بد هم به سُرفه و عطسه و آبریزش بینی افتادند!
البته نگاه نویسنده هم تا حدی، یکطرفه و به نفع جماعت تاتری بود و از خجالت سینماییها حسابی دراومده و خب منِ مخاطب میتونم بهراحتی این نگاه جانبدارانه و طرفدارانه رو با اون همه ید و بیضا و پول و رنگ و لعاب سینما و تصویر، یربهیر کنم و به تاتریها حق بدم که بهرحال توی نوشتن و اجرا و دیالوگ و مونولوگها، کفه رو به نفع خودشون سنگین کنند.
بازی ترانه کوهستانی و به خصوص شکوفه هاشمیان رو دوست داشتم. اگه موقع اجرا و صحبتهای شکوفه هاشمیان که نقش یکی از هنرپیشههای تاتر رو اجرا میکنه صدای گریهای شنیدید شک نکنید اشتباه نکردید. بازی خوب خانم هاشمیان، بسیاری از اهالی تاتر رو که از ساختمون گِرد و قدیمی تاتر شهر و آدمهاش خاطره دارند به گریه میندازه.