پدر و مادری از پسر پنج ساله‌شان می‌پرسند آیا حاضر است به خواهر  سه ساله‌اش خون بدهد چون اگر خونِ مناسب دریافت نکند ممکن است جانش را از دست بدهد. پسرک تردید می‌کند و می‌پرسد آیا می‌تواند فردا صبح جواب بدهد. پدر و مادر قبول  می‌کنند: «البته».

صبح روز بعد پسرک با جدیت به آن‌ها می‌گوید که بله، حاضر است خونش را به خواهرش بدهد. در بیمارستان پسرک نزدیک خواهرش روی تخت است و دکتر می‌آید تا عمل انتقالِ خون را آغاز کند. در این لحظه، پسرک به دکتر رو می‌کند و می‌پرسد: «چقدر طول می‌کشد تا بمیرم؟»۱

Point of View همان دیدگاهی‌یه که پسرک به پروسه‌ی انتقال خون داره. اون با ذهنِ کودکش، خون دادن رو چیزی جز مرگ نمی‌دونه. توی خیلی از مواقع، هر دو آدمِ زندگی که معمولاً جزء لاینفک دعواهای کوچک و بزرگ و دایمی و همیشگی هستند! حرف درست می‌زنند، ولی با توجه به موقعیت و جایگاهی که دارند.

پافشاری و اصرار روی خواسته و نظرگاه‌مون، بدون‌شک توی یه سِری از تصمیم‌گیری‌ها با توجه به موقعیتی که در آن هستیم، اشتباهه. بنابراین بد نیست گاهی POVمون رو عوض کنیم و دوباره نگاهی نو به مسایل داشته باشیم. 

۱)  راه داستان (فن و روح نویسندگی) / کاترین آن جونز / ترجمه محمد گذرآبادی / نشر هرمس