ده كيارستمی رو هر چقدر هم كه از جشنواره‌های مختلف جايزه گرفته باشه و جزء بهترين‌های قرن! هم باشه، ولی من دوست نداشتم. شايد چون يه فيلم زنونه است. فيلمی كه شايد هر زن ايرانی ببينه عاشق‌ش بشه. زنی كه امروز دست‌و‌پا ميزنه ميون اين همه مشكلات و محدوديت‌های جامعه‌ی ايرانی كه مردش ما هستيم. فيلم از ده اپيزود مختلف تشكيل شده و شما شخصيت‌ها و آدم‌ها رو با دوربينی كه كيارستمی توی ماشين كار گذاشته شده می‌بينيد و می‌شناسيد.

طلای سرخهر چقدر ده رو دوست نداشتم ولی عاشق حسين طلای سرخ جعفر پناهی شدم. حسين عمادالدين كه ظاهراً تا قبل و بعد از اين فيلم ديگه جايی هم آفتابی نشده، فوق‌العاده بازی می‌كنه اين نقش رو. آدمی ساكت، درونگرا، كم حرف و عصبی كه از جنگ برگشته و حالا پيك موتوری پيتزافروشی شده. برای خريد طلا برای همسر آينده‌اش به مغازه‌ای ميره ولی با برخورد بد و زننده‌ی فروشنده مواجه ميشه. سَرخورده ميشه از آدم‌ها و مملكتی كه سالها براش جنگيده و حالا فرمانده‌اش توی برج فلان می‌شينه و ...

هر چند فيلمنامه‌ی طلای سرخ رو عباس كيارستمی نوشته و جعفر پناهی هم توی سال 2003 فيلم رو ساخته ولی حداقل برای من‌ی كه فيلم رو همين چند وقت پيش ديدم سوژه و موضوع، تا حدودی تكراری بود شايد اگه اون روزها فيلم اكران ميشد و می‌ديديم خيلی بيشتر از اين لذت می‌برديم.

خيلی دوست داشتم يه كپی از فيلم Out of The Ashes  رو می‌‌فرستادم برای بعضی‌ها! داستان در رابطه با متخصص زنان و زايمانی است كه در اردوگاه آلمان‌ها زندانی شده. آلمان‌ها زنهای يهودی كه باردار هستند رو ميندازن توی كوره‌های آجرپزی تا نسل‌شون منقرض بشه و اين خانم دكتر مجبوره كه به اين زن‌ها كمك كنه. ‌

نشر چشمه نشون داده كه ديگه اونقدر خوب و حرفه‌ای كار می‌كنه كه جماعت كتاب‌خون می‌تونند براحتی بهش اعتماد كنند. زنگ بزنند و همونجوری كه دو تا پيتزا مخصوص و پپرونی سفارش ميدن، مثلاً بگن: ببخشيد دو تا رمان خوب ايرانی و يه مجموعه‌ی داستان كوتاه خارجی می‌خوام و مطمئن باشن چيزی كه به دست‌شون ميرسه به احتمال زياد كتاب خوبی خواهد بود.

يكی مثل همه۱ و شبی عالی برای سفر به چين۲ دو تا كتابی بودند كه از نمايشگاه خريدم. اولی رو خيلی زياد و دومی رو تا حدی دوست داشتم. توضيحات اضافی هم نميدم. نميشه كه هی من پول بدم و كتاب بخرم و وقت بذارم و بخونم و بيام برای شما تعرف كنم. شماها چرا فقط توی همين زمينه می‌خواهيد از تجربيات من استفاده كنيد؟! من مهارت‌ و قابليت‌های زيادی دارم چرا نمی‌خواهيد اونها رو هم از نزديكِ نزديك ببنيد؟ بنابراين خودتون بريد و كتاب‌ها رو بخريد و توی اين چند روز تعطيلی بخونيد!

مچله نافهو اما در راستای خوندن چيزهای خوندنی جا داره كه مجله‌ی نـافه رو كه اينبار با شكل و شمايل و هئيت تحريريه‌‌ی متفاوت و تقريباً بعد از يكسال دوری دوباره خودش رو روی كيوسك مطبوعات عرضه كرده رو پيشنهاد بدم كه خوندن‌ش توی اين روزهايی كه ديگه بحمدالله نه روزنامه‌ای مونده و نه مجله‌ای، از اَهم واجبات است.

نافه دو ماهنامه‌ای كه شايد وقتی چشم‌ت به قيمت 4000 تومان روی جلد ميوفته يه كمی دست‌و‌دل‌ت بلرزه برای خريدش و فكر كنی خب اين مبلغ رو ميدم و كتاب می‌خرم ولی وقتی بر نَفس اماره فائق بيايی و مجله رو بخری اون‌چنان غرق‌ش ميشی كه خيلی زود جای زخم و درد‌ش رو فراموش می‌كنی! 

۱) يكی مثل همه / فيليپ راث / پيمان خاكسار / ۳۰۰۰ تومان

۲) شبی عالی برای سفر به چين / ديويد گيلمور / ميچكا سرمدی / ۳۵۰۰ تومان