آنفولانزا رخ نموده است!

نه از این مِلوهاش که تموم استخون‌هام داره از زور درد میترکه.

مطمئن‌م آخرین ورژن‌ش هم هست.

پی‌نوشت:

دیشب درد و تب داشت عینهو ووزولا از توی باسن‌م به بیرون تنوره می‌کشید. خدا خیرش بده این آقای دکتر رو که نمیدونم آمپول چی‌چی تازون بهم زد و دو سه ساعت بعد تونستم نفسی بکشم. هر چند خیلی اصرار داشت که حتماً حالت تهوع و اسهال و استفراغ هم دارم و هر چی من می‌گفتم نه والله ندارم به خرج‌ش نمیرفت دیگه تصمیم داشتم توی مطب تنبون‌م رو بکشم پایین چون با معاینه‌ی گلو و دل و شکم که حرف حالی‌ش نشد، شاید از راه معاینه‌ی پایین تنه به این نتیجه می‌رسید که سیستم گوارشی‌م مشکلی نداره.

امروز سرکار نرفتم. هم حالم بد بود و هم بیماری ویروسی‌یه دیگه، حرف که حالی‌ش نیست یه موقع بقیه‌ی همکاران رو هم مریض می‌کنه. بساط شیر و آب پرتقال و چایی راه‌به‌راه حاضر بوده و هست. از صبح تا حالا بیشتر از 20 تا برنامه‌ى مختلط پزشکی از تلویزیون دیدم!

در حالیکه همه‌ى جماعت این روزها نشستند پای برنامه‌های مزخرف فارسی 1، مامان صبح‌ها که ما خونه نیستیم گویا میره دانشگاه پزشکی و کل مسایل بهداشت و درمان روز دنیا رو دنبال می‌کنه. این کانال برنامه‌اش تموم میشه میزنه اون کانال و حالا من کلی اطلاعات مفید در رابطه با حصبه، قانقاریا، دل درد مزمن، بواسیر، آپاندیس، سل و ... یاد گرفتم. توی یکی از برنامه‌ها هم آقای دکتر در رابطه با بیماری کم‌خونی صحبت می‌کرد و خیلی راحت در رابطه با پ.ری.ود خانم‌ها حرف میزد و خب این جای خوشحالی داره که حداقل توی تلویزیون این تابو شکسته شده و همش با ایماء و اشاره به اون قسمت و فرایندهای طبیعی و بیماریهای خاص اشاره نمیشه. 

البته یکی از دوستان "دکتر بعد از این" با معاینه‌ی مجازی و حالت‌های این دو روزه، از طریق ایمیل به این نتیجه رسیدن که من در حال حاضر مبتلا به ایدز شدم. لاکردار خبر رو یهویی و بدون هیچ مقدمه‌ای گفت. اصولاً جون آدم‌ها برای این دکترها کم نداره از پشگل گوسفند همچین راحت در رابطه با مردن آدم میگن که آدمیزاد شک می‌کنه اینها دکترن یا قصاب. خانم دکتر هم که باشه قسی‌القلب‌تر میشه پدر سگ!